تبليغاتX
امیرپیر

امیرپیر

الله اكبر


 

اين شبها كه بانگ الله اكبر از فراز بامها به گوش ميرسد ،  بي اختيار اشك در چشمانم حلقه ميزند ... شايد اين حرفم براي شمايي كه نوشته ام را ميخوانيد ؛ قابل درك نباشد اما بگذاريد  داستاني برايتان بگويم تا  كنه مطلبم را دريابيد.

پيرمرد بدهكاري در برابر شماتت طلبكارش اشك ميريزد. مرد طلبكار او را مواخذه ميكند كه اين اشك گوياي چيست و سودي ندارد ...مرد طلبكار با خودرو اش به سوويي ميرود  و در راه تصادفی شدیدي كرده و به شدت مجروح ميشود . باوجود زنده بودنش از انجام هر کنشی ناتوان است و پزشکان تشخیص میدهند مرده و هنگام انتقال او به سردخانه دربیمارستان مرد هر چه سعی میکند انگشتش راحرکت دهد و آنها رامتوجه کند که نمرده نمیتواند و وقتی که  او را در سردخانه قرار ميدهند،  چنان فشار عاطفی را تحمل میکند که ناخوداگاه اشكي از چشمانش خارج ميشود و اطرافیان میفهمند او  زنده است ... و انجاست كه مرد مفهوم  اشك پيرمرد را درميابد .

 اين داستان فيلمنامه يكي ازسري فيلمهاي كوتاه آلفرد هیچکاک است كه درسال 1955  بنام "آلفرد هیچکاک تقدیم میکند" ساخته که اگر داستان فوق به نام Breakdown + -  + -  +  را ببنيد آن وقت حرف مرا درك خواهيد كرد .

حال سواي حس و حال خود ، اين نداي الله اكبر  را همچون آن اشكي ميپندارم كه از فرط ناعدالتي  استعمار سياه هر شب فرياد ميشود كه به آنان نشان دهد  زير فشار خفقان شما هنوز ما زنده ايم ، زنده !

الله اكبر   الله اكبر   الله اكبر
+ نوشته شده در  88/03/31ساعت 3:30 PM  توسط امیرپیر  | 

از اين همه وقاحت محمود و صاحبش حالم بهم مي خورد .

در همين پست هاي قبلي نوشته بودم كه آقا به محمود به چشم اهرم بازدارندگي كشور هاي خارجي از حمله به نظامش نگاه ميكند اما نه اينقدر احمقانه...بگذريم ، اما اكنون

چه كسي پشيمان است ؟

من يا شما نوعي ممكن است احساس حماقت كنيم اما قبول كنيد كه  مساله انتخابات 22 خرداد به مثابه روز 16 آذر( كشته شدن 3 دانشجو) و قيام 1342 و 17 شهريور و ... است ....‌اين تجربها اتفاق افتاد تا مردم با آن اقتدار شاه جرات كردند و به خيابانها امدند ... اين  يعني ما ناگزير بوديم اين تجربه را انجام دهيم تا قدري جراتمان بيشتر شود براي مشت كردن دستهايمان ... باور كنيد درك و تجربه تلخي كه امروز تك تك مردم چشيدند هرگز با تحريم كردن بدست نمي امد . ... با تحريم شايد 100 سال ديگر به خيابانها ميامديم و اعتراضمان را فرياد ميزديم اما اكنون شايد سالي ديگر ...

خند ه هاي اين دو را ببينيد . همت كنيد سحر نزديك است ...

+ نوشته شده در  88/03/23ساعت 4:40 PM  توسط امیرپیر  | 

آزادي...


http://www.youtube.com/watch?v=sScmvnEkWpE&feature=related



+ نوشته شده در  88/03/23ساعت 8:15 AM  توسط امیرپیر  | 

باور کن فقط تو میتوانی جلوی این دلقک را بگیری

 

جمعه روز رای گیریست

مثل فوتبال که تا دقیقه نود آن مهم است در ان روز  تنها به رای دادن خود اکتفاء نکنید و همه را به پای صندوق اخذ رای بیاورید

حامیان محمود علنا پیام میدهند ... سپاه بیانیه داد  ...در چهار سال قبل نیز بنا به اقوالی که گفته شده است طرحی وجود داشت بنام طرح الغدیر که هر بسیجی میباید چند نفر را با خود به حوزه رای گیری بیاورد مثل طرح گولد کوئیست . بهوش باشید و جلوی این دلقک را بگیرید.. .

 برای اطمینان بیشتر به همه توصیه کنید که رای خود را در حوزه های انتخابیه ایی که در مدرسه ها بر پاشده است بدهند چرا که حداقل عوامل اجرایی سر صندوق از بین معلمان هستند ...یادتان نرود

فقط شما میتوانید ماشین دولت  او را متوقف کنید

 

 

+ نوشته شده در  88/03/17ساعت 2:18 PM  توسط امیرپیر  | 

کشتی گرفتن با خوک - تحلیل مناظره انتخاباتی محمود و میر حسین

 

"...مدتها پيش آموختم كه نبايد با خوک كشتي گرفت، چون اولا خيلي كثيف مي‌‌شوي و در ثانی خوک از اين كار لذت مي‌برد..."

"...مدتها پيش آموختم كه نبايد با خوک كشتي گرفت، چون اولا خيلي كثيف مي‌‌شوي و در ثانی خوک از اين كار لذت مي‌برد..."

این جمله ایی بود از برناد شاو که دیشب با دیدن مناظره میر حسین موسوی با محمود جون به یادم افتاد و جا  داره به میر حسین تبریک گفت که خوب خودشو کنترل کرد .هر چند که میتوان گفت میر حسین آدم مناظره ناجوانمردانه نیست  اما اخلاق مداری وی در برابر یک شخص هوچیگری که در طول ۴ سال مدام مصاحبه و سخنرانی داشته و با امادگی کامل به صحنه اومده قابل ستایش است  ...

بهر حال خیلی میشه حرف زد اما مهمترینش اینه که

تاکتیک مناظره محمود برگرفته از یک جنگ روانی بود ... این چند جمله را ببنید :

- آقای موسوی من دلم می سوزد. اطلاعاتی را می گویید که از روی بی اطلاعی است...

-- من نمی خواهم در مورد 95 میلیارد تومان در زمان دولت شما که از بانک مرکزی بدون مصوبه مجلس در تابستان برداشته شد، صحبت کنم

- آیا من می توانم در مورد پرونده آموزشی یک خانم صحبت کنم ؟ بگم ؟ بگم ؟

همین جمله آخری را در نظر بگیرید و تصور کنید بجای اقای موسوی نشسته اید ؛ طرفتان غیر منتظره این جمله را ( آیا من می توانم در مورد پرونده آموزشی یک خانم صحبت کنم ؟) بیان میکند که حتی روح شما از آن خبر ندارد و اصلن نمیدانید که از کدام خانم سخن خواهد رفت و ... طبیعتا تمرکز شما بهم می ریزد و عصبانی میشود و فردی هم که عصبانی شود تبعا نمیتواند با موفقیت مناظره را پیش ببرد.

بیان خبری مجهول و البته در دایره زندگی شخصی افراد, یکی از تکنیکهای جنگ روانی است که از راه آشفتگی روانی و عصبانی کردن فرد مقابل که درمناظره ها استفاده میشود و البته این تکنیک به دنبال این است که تا جایی که امکان دارد وارد شفافیت نشود تاهمچنان آن خبرگفته شده درموضع مجهول بماند که با این کار برد مضاعفی بدست اید چرا که این فکر منفی به مخاطب ( شنونده مناظره)منتقل خواهد شد... (مطلبی  از پشت یک سوم در این زمینه) 

یا همانند جنگ روانی مظلوم نمایی* دربرنامه های انتخاباتی چهار سال پیش( محمود: ... الان خبر دادند که برق چند استان رو قطع کردند...) اینجا نیز محمودی از نظایری مثل این جمله ... من الان در برابر سه دولت قرار گرفته ام ...استفاده کردو ...  از ان لبخندهای مثلن اعتماد بنفس وار , نتیجه گرفتم مودی جان حتما از نظرات یک معلم و استاد جنگ روانی بهره برده است.به عنوان نمونه یک روش دیگر در جنگ روانی این تئوری است که ...دروغ بگو و بعد عذر بخواه !

به زبان ساده بر طبق این تئوری، با استفاده از فضای حاکم بر جامعه و رسانه های شاخص آن، یک واقعیت را به صورت عمدی، غلط و ناصحیح و گاهی 180 درجه مخالف با واقعیت قضیه، عنوان و به مخاطب القاء کن، اگر طرف مقابل واکنشی به این کار نشان نداد که هیچ! در غیر این صورت اگر حریف متوجه قضیه شده و به آن اعتراض کرد، با توجیه سهوی بودن و اشتباه سخت افزاری یا نرم افزاری به جبران اشتباه خود بپرداز.مثلن وقتی فیلم انتخاباتی میر حسن موسوی پخش شد و در ان نشان داده شد که میر حسین با مراجع تقلید دیدار داشته است , فردای ان روز برنامه خبر ساعت هشت و نیم شبکه دوم گزارشی داد که تمام مراجع تکذیب کرده اند که از هیچ کاندیدایی حمایت نکرده اند و فردای ان روز دیگر که مراجع اعتراض کردند , صدا و سیما یک عذر خواهی نیم بند پخش کرد ( لینک)

در این مناظره نیز محمود در برابر انتقاد ازآزادی و بدرقه شاهانه ملوانان انگلیسی که بعد از اولتیماتوم 48 ساعته به ایران صورت گرفت , اظهار کرد که مدرک عذر خواهی انگلستان در وزارت امورخارجه وجود دارد جالب اینجاست که دراخبارامشب بی بی سی( 5شنبه شب)این خبر توسط سخنگوی دولت انگلستان تکذیب شد!!

بگذریم

در کل هر چند که بنظر میرسد طیف طرفداران رای دهنده از میر حسین ناراضی هستند و انتظار جدالی پر حرارت داشتند ,اما باید گفت اولن چنین انتظاری نباید داشت چرا که ایشان ماهیتا آدم سخن ور و حاضر جوابی نیستند , یعنی در مناظره هایی که بر پایه ی مباحث غیر کارشناسی شکل میگیرد و بازار سفسطه و جنگ روانی برقرار است , وی کارایی چندانی ندارد که البته این مطلب چیزی از ارزشهای ایشان نمیکاهد... در ثانی بفرض که وی نیز نکته به نکته استدلال میآورد یقین داشته باشید که محمود ناجوانمردانه به شکل مخربانه تری اقدام مینمود و این روند احتمال افتادن وی در دام استراتژی جنگ روانی احمدی نژاد ( عصبانی کردن فرد مقابل و عدم تمرکز در پاسخگوی وی  و سپس ادامه تهمت و فرافکنی به سه دولت جهت مظلوم* نمایی) بیشتر میکرد.

* =(  فرضیه ایی وجود دارد که اقوام ایرانی همیشه به مظلومان واکنش حمایتی نشان میدهند)

در مجموع میر حسین با سعه صدر و توانایی در کنترل اعصابش توانست برنده این بازی باشد .

در پایان شما را به دیدن فیلم ...دم سگ را بجنبان ... توصیه میکنم که ببنید چگونه متخصصین جنگ روانی میتوانند واقعیتی را بپوشانند , پس با نکاتی که برایتان بر شمردم , از میز حسین نباید گلمند بود که چرا جواب محمود را نداد .

+ نوشته شده در  88/03/15ساعت 3:39 AM  توسط امیرپیر  | 

آقا !

 

وقتی رفتار و عملکرد عجیب و غریب محمود ! رو میدیدم از کارهای احمقانه ای نظیر کاهش بهره بانکی یا انحلال سازمان مدیریت گرفته تا کارهای پیش پا افتاده ایی مثل لجبازی با مجلس بر سر یک ساعت جلو یا عقب کشیدن ساعت رسمی کشور یا ساعت شروع کار بانکها و ... از سکوت اقا ! متعجب میشدم. برای خودم تحلیل میکردم که لابد نمیخاد در امر مدیریت کشور دخالت کنه که البته ساده اندیشی بود این فکر... اما بعد که حمایت هاش رو از عملکرد دولت میشنیدم اینجوری تحلیل میکردم که احتمالن مسائل پشت پرده قدرت نظیر حواشی مربوط به رئیس مجمع تشخیص مصلحت شاید اونو ناگزیر میکنه که از مدیر اجرایش حمایت کنه تا مخالفین احتمالی خودش نتونن از این خلاء ها استفاده کنند . و بهرحال باید تحمل کنه که زمان بگذره و دوره چهار ساله تموم شه ... بعد که زمان انتخابات رسید و توو سخنرانی کردستان گوشوزدی کردند که به کسی رای بدید که ساده زیست باشه ...اینطوری تحلیل کردم وضعیت امروزه ایران نزد کشور های جهان بخاطر مساله انرژی هسته ای به گونه ایی هستش که جهت جلوگیری از رشد فکر به حمله به ایران  توسط شورای امنیت و به تبع اون حفظ نظام ...بهترین گزینه همین محمود است که کشورهای خارجی رو به مماشات و سازش وا میداره چون برآورد میکنن با دیونه ایی طرف هستند که قبل از اینکه اوونا کاری بکنن اوون ماشه رو میچکونه و البته وجود همین ادم میشه یک نوع بازدارندگی ... 

خب میدونید درد کجاست ؟

درد اینجاست که تووی این تحلیلهایی که من - به زعم خودم - از رفتار  و عملکرد سیاسی آقا کردم هیچ جا  "بخاطر مردم" رو ندیدم !  جدا خودتون بیاید همین موضوعات رو تحلیل کنید که چرا یک نفری مثل آقا سرنوشت سیاسی و مشروعیت یا محبویت خود را به دیوانه ایی همچو محمود گره میزنه؟ ایا به جوابهای غیر از اینایی که من نوشتم میرسید؟ پس ما ی مردم کجای معادله حساب میشیم ؟ میخام بگم واقعا مردم بدبختی هستیم و اگه خودمون هم به فکر خودمون نباشیم دیگه از کی توقع هست که به فریادمون برسه ؟ میدونم که برامون ۴ تا انتخابی گذاشتن که مورد سلیقمون نیست اما وقتی به شرایطموون نگاه کنیم و تنهایی دستامون ... اون وقت به این نتیجه میرسیم که اگه حتی کسی یک کلمه ایی گفت که دلمونو لرزوند بریم سراغش و انتخابش کنیم و بعد هم ازش بخایم که حرفش رو ثابت کنه ...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  88/03/13ساعت 3:54 PM  توسط امیرپیر  | 

در باب استدلال برای تحریم انتخابات

 هنر اینکه شنا کردن رو تووی جایی که اب نیست بیاموزیم و گرنه دموکراسی و انتخاب دقیق کردن وقتی دیکتاتوری وجود نداره چه ارزشی داره

متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!  

 هميشه عده اي هستند كه براي رساندن مطلب از تمثيل استفاده ميكنن، خود من اينطور ادمي هستم . يادمه براي كيوان از پشت يك سوم اينطوري نوشته بودم : ... چه بخواهيم و چه نخواهيم اين جماعت ما را الاغ فرض كرده اند و بر گرده ما سوارند ، اگر عرضه داريم كه اين سوار را بر زمين بزنيم كه هيچ وگرنه عقل ميگويد كه اگر برايت اين انتخاب را گذاشته اند كه بين چند سوار يكي اشان را انتخاب كني ، لا اقل كسي را انتخاب كن كه لاغرتر و ماهرتر باشد ...  

 تووي اين داستان انتخابات ، مثالهاي ديگه ايي رو از اين دست البته از جماعت مخالفين يا هموون تحريم كنندگان ديدم ، مثل همين تيتر اولي ...متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! یا اين يكي كه قدري بي ادبي نوشته البته.... فلان خر بجای کالباس

 جالبترين مثال از كامنتهاي يكي از همين تحريمي ها ، اگر چه مثال مشمئز كننده ايست رو ميارم تا مطلبي بگويم :

... فرض کنید ما هممون تو یک زندانیم و مسئولین زندان تصمیم دارند گوه به خورد ما بدن ولی اومدن یه انتخابات گذاشتن که خودمون انتخاب کنیم چه گوهی بخوریم (اسهال یا یبوست)
حالا یه عده میگن اسهال بهتره یه عذه میگن نه یبوست بهتره هر چه بهشون میگی گه گهه فرقی نمیکنه میگن نه حالا که مجبوریم گه بخوریم بزار خودمون انتخاب کنیم
نتیجه این میشه که وقتی از سازمانهای جهانی حقوق بشر وغیره به مسولین زندان میخوان گیر بدن که چرا همچین کار غیر انسانی در حق زندانیهاتون میکنید سریع برگه های رای شما رو میکنند و میگن اینها خودشون دوست دارن گوه بخورن به شما چه؟....

خب ...  ميدونيد كه جمله معروفي وجود داره  و اونم اينكه " در مثال مناقشه نيست " و منم نميخام اينجا كالبد شكافي چيز بكنيم  ...

 اول فكر ميكردم كه شايد وقتي يك تحريمي به داستان انتخابات به ديد تجاوز يا گه خوردن نگاه ميكنه  ،ايا اوون احساسات برگرفته شده از حواس 5 گانه اش رو به ذهنش تعميم ميده و بتبع ذهنشم با حال و هواي ... نتيجه ميگيره كه اره خيلي نامطبوع و تهوع آوره  پس به همون نسبت هم راي دادن بده ؟  ايا اينطور استدلال كردن، گمراه كردن ذهن خودمون نيست؟ ديدم شايد مثال خود منم كه راجع الاغ سوارها اورده بودم تحت همين نقد قرار بگيره ... وقتي بيشتر فكر كردم به اين نتيجه رسيدم اصلن احتياج به اين مثالهاي آبكي يا حتي استنتاجهاي علمي  از جملات (اگر p  انگاهq ) نيست كه بخواهيم ببينيم چه فكري درست هست يا نيست...مشاهده واقعيت هاي روز بهترين استدلال هر ادميه كه توو راي دادن شركت كنه ،... سي سال از عمر این نظام گذشت ، واقعا شوخي نيست سي سال و ان ور ابي ها مدام از سلطنت فلان  يا جمهوري بهمان حرف ميزنند و ... يكي شان عرضه نداشت جانش را كف دستش بگيره و بيايد اينجا تا اتفاقن دستگيرش كنند و اين بشود يك نوع مبارزه ، ما هم اينجا از اين عرضه ها نداشتيم وقتي كه زنان رو بمناسبت روز زن تووي ميدون 7 تير كتك زدن بريم جلو .... ممكنه بگن اهان يكي مثل حسين درخشان اوومد كه گرفتنش . ما هم بگيم اره بچه هاي دانشگاه امير كبير رو هم گرفتن ... وقتي كه تمام عرضه ملت ما توو همين چند تا مورد خلاصه ميشه بهتره روش مبارزه همون روش ازمون و خطاي انتخاباته هرچند فرمايشي باشه اگر چه هزار سال طول بكشه تا بخاد دموكراسي نهادينه بشه... يه زماني خاتمي عرضه نداشت  خب دلیل نميشه كه ما بعد اوون 2 خرداد  دست رو دست بذاريم ، انتخاب گزينه بعدي و ادامه دادن همين بازي و البته در کنارشون... اگه ميگين نه طولانيه ،خب  بسم ا... شما بياين جلو سينه سپر كنين تا ما و بقیه هم بیایم... اگه ميگين اعتمادي نيست به ما ها ، خب ما هم همينو ميگيم پدر آمرزيده ها ! به شما هم اعتمادي نيست !راه اعتماد من به تو و تو به من مستقل از حكومت واین نظام دیکتاتوری  همينه كه بياي و راي و هزينه بدي.

 

 

 

+ نوشته شده در  88/03/11ساعت 4:4 PM  توسط امیرپیر  | 

تحریم انتخابات!

 

کامنتی برای خسن آقا:

این قشر آگاه ترین قشر ایران مدرن است که می‌داند و آگاه است که حداقل چه چیزی نمی‌خواهد. ما تحریم کنندگان حداقل این آگاهی را داریم و می‌دانیم که چه نمی‌خواهیم. آن بیچارگانی که هر از چندی پشت سر یکی از مهره‌های حکومتی سینه می‌زنند حتی نمی‌دانند چه نمی‌خواهند! ببين دوست من ،جمله ات را تكرار كردم تا بگويم به نظر من مشكل ما( از مشروطيت تا كنون ) از همين جا شروع ميشود . ما كه مثلا روشنفكريم و هزاران دليل عقلي داريم كه مذهب سياست را تباه ميكند يا بلعكس و خواهان جدايي ان از سيستم هستيم ، اصلن توجهي به مخاطبمان نداريم و به عبارت ديگر شايد بشود گفت ما هم نميدانيم چه ميخواهيم ..... جمله معرفي است كه ميگويند  الناس علي دين ملوكهم ... اگر اين جمله را به اين صورت تفسير كنيم كه مردم دين حاكمان را ميپذيرند( حال به دلخواه يا به زور ) واگر يكي از هزاران نمونه ان هم تغيير دين ايرانيان از زرتشت به اسلام بر اثر حكومت  اعراب باشد  شما آن را تعميم بده و در نظر بگير روزي رضا شاه كه خدمات ارزشمندي به اين كشور كرد به اين جمع بندي رسيد و تصميم به حذف مذهب از سياست كشور گرفت و تا حدي موفق شد و پسرش نيز اين روش را پي گرفت ، پس چه شد كه اين جمله بالا محقق نگرديد و مردمان ما عوض نشدند؟ شايد عامل زمان فاكتور مهمي بنظر برسد براي مححقق نشدن اين موضوع اما بعقيده من فاكتور تلخ ديگري وجود دارد و همين گسستگي روشنفكران ما در اين زمينه است .... جدا توصيه ميكنم رفتار سياستمداران عهد قاجار و پهلوي ها را مطالعه كني و ببيني كه چطور از موضوع اسلام  در بطن هر خانواده ايراني غافل شدند و نهايتا اين موضوع خود را در انقلاب 57 نشان داد ... بعد از اين تاريخ هم ، همچنان اين موضوع يعني عدم شناخت مخاطبين از سوي انهايي كه ادعاي روشنفكري يا سياستمداري دارند دنبال ميگردد... مثال ميزنم ، در انتخابات گذشته روشنفكران طيف راست كه تكليفشان روشن است ، هيچ ... روشنفكران و مدعين اصلاح طلبي بر اين گمان بودند كه اقاي معين راي دارد و اقاي كروبي رايي در بطن مردم ندارد لذا حاضر نشدند كه با هم به توافق برسند و نتيجه ارا  را كه برسي ميكنيم 3الي 4 ميليون راي براي  معين بود كه بديهي است راي افراد تحصيل كرده جامعه بود و 7 ميليون راي مردم عوام در برابر ان طرح 50 هزار توماني چيزي كه هيچ وقت تحليل چنين اتفاقي جدي گرفته نشد... چرا اين مردمي كه وعده اب و برق مجاني و روزي 75 تومان پول نفت را در ابتداي انقلاب شنيده بودند و سالهاي بعد، عملن بر پوچ و توو خالي بودن اين وعده واقف شدند ؛ باز هم مشابه ان حرف را باور كرده و راي دادند .... بيينيد موضوع همين جاست ما با اين مخاطب طرف هستيم . مخاطبي كه ميتواند از اين نوع باشد كه برود راي بدهد و يا از ان نوعي كه شما ميگويي يعني خاموش وار بنشيند و بپندارد كه راي دادنش باعث مشروعيت نظام نشود ... غافل است از اينكه نظام انقدر شگردهاي تبليغاتي دارد كه به جهانيان عرضه مينمايد مضاف اينكه با وقاحت تمام ميگويند نهايتن ميشوند يك كره شمالي ... در كره شمالي چند تا كودتا ديده ايد؟ يا شورش مردم ؟ ... اشتباه اينطورر تحليل كردن است كه مينويسيد اري تحريمها موثر بود و ... ، به اين توجه نميكنيد كه خود امريكا در اين رابطه كم اورده است و  با دعوت از ايران براي ايجاد امنيت در افغانستان و عراق ميكوشد مشكلات خود را كم نمايد ... اگر اخبار را دنبال كنيد همين چند روز پيش امريكا با ساخت نيروگاه اتمي در امارات متحده عربي موافقت كرد كه اگر تحليل درستي داشته باشيد به وضوح در ميايد كه انها خود به اين نتيجه رسيده اند كه تحريم ها جواب نميدهد بعلاوي مشكلاتي كه اخيرا با روسيه بر سر سپر دفاع موشكي پيدا كرده اند ولذا انها خود اميدوار نيستند و با اين راه يعني با در اختيار دادن امكانات به امارات از يك طرف ميخواهند بازدارندگي ايجاد نمايند و از طرف ديگر ابروي خود را بجوو باز گردانند .

 دوست من مشفقانه توصيه ميكنم كه به اين حرف من توجه كن . اگر تا ديروز استراتژي ما راي خاموش بود امروز با نگاهي به سياستهاي امريكا ايجاب مينمايد تغيير استراتژي بدهيم . بهترين مثال حكومت مغولهاست . انها حمله كردند و خواهر و برادر ما را قتل عام كردند اما هر چند طولاني اما با مشاركت وزارايي چون خواجه نصير الدين طوسي و ديگران كه خود تاريخ را بهترميداني ، تاثير عظيمي بر مغولاني كه وحشي بودند گذاشتند ، ايا اكنون اخوندها از مغولها وحشي ترند ؟مسلمن نه اما انها بر عقل توده مردم استوارند . مشكل ما فرار ما مثلن روشنفكران ست كه يكراست ميرويم سر اصل موضوه يعني جدايي دين از سياست و به اين واقف نيستسم كه زمان لازم است و تلاش. حكومت پهلوي را كه مثال زدم ، گيرم كه سيتم را عوض كني وقتي اعتقادات دكتر ما اين است كه اگر خمس ندهد ال ميشود ، چطور ميخواهي ان سيستم مذهبي را تضعيف كني؟ همه  ما ميدانيم كه مار با  ميم و الف و را نوشته ميشود اما باور كن اگر چه تلخ است كه هموطنان ما فقط شكل مار را ميفهمند كه حاكمان با زرنگي قيافه ان رابه انها نشان ميدهند و متاسفانه اين هموطنان بعضا صاحبان مدارك تحصيلي بالايي نيز هستند ... قدري زاويه ديد را اگر عوض كنيم ميفهميم مشكل كجاست ... مشكل عدم اتحاد ماست .... قواعد بازي سياست يعني اتحاد ... اخرين انتخابات شوراها و بعد مجلس و بعد رياست جمهوري را در نظر بگير . تمام اين مدعيان اصلاح طلبي كه هريك عنوان دكتر و مهندس را يد ك ميكشند ، هيچ يك حاظر نشدند بخاطر ميهن و كشور عزيزمان ، به تفاهم مشتركي برسند اين شد كه سيستم در دستان ادمان بي لياقتي افتاد كه الان همه ما ها - همچومن - دلنگرانيم كه باز او بيايد و مشكلات را براي ما مضاعف كند ... به حرفم توجه كن بيين مشكل ما كجاست . شما انطرف نشسته ايي و نميداني كه ما حتي ازداشتن يك موسيقي ساده محروميم ونتيجه اش با لحاظ اين سالهاي محروميت، ميشود دپرسي و افسردگي... و سرگرمي هاي هم سن و سالهاي ما هم شده شيشه و ... از چنين ادمهايي انتظار قيام نداشته باش ... از بيرون كشور هم خبري نخواهد بود باور كن ... تنها راه ادامه اين بازي ناجوانمردانه است ... به حكومت مغولها فكر كن .

 

+ نوشته شده در  88/03/02ساعت 3:42 PM  توسط امیرپیر  | 

کروبی یا موسوی؟

....

- و براي اينکه چنين شود، بگوييد از ميان کانديداها نظرتان بر کيست؟

 - من 4 سال پيش حرفي به شما زدم و حالا هم کم و بيش بر همان نظرم.

 - يعني آقاي کروبي؟

 - بله؛ علي الخصوص که من در سخنان آقاي موسوي، نکته تازه اي نمي بينم. در عملکردش هم

کار دلچسبي مشاهده نمي کنم. گمان مي کنم با افکار پيشين اش وداع نکرده است و عليرغم

اينکه گاهي در سخنراني ها، اشارات تازه اي دارد، اما ريشه ها، همان ريشه هاي پيشين

است و رگه هاي نگران کننده اي در سخنان ايشان وجود دارد.در عمل هم بيست سال نشست و

ظلم ها را تماشا کرد و لب از لب نگشود: "قربان تمکينت شوم مي بين و سر بالا مکن".  

    - پس چرا آقاي خاتمي از ايشان حمايت کردند؟

 اين همان چيزي است که  موضع آقاي خاتمي را براي من سئوال انگيز کرده است. من رفتن

پاره اي از دوستان پشت آقاي موسوي را هم اصلا درک نمي کنم.يعني از ديد سياسي که

نگاه مي کنم کاملا برايم مبهم است.  به صراحت براي شما بگويم  اينکه کسي  دو باره

بيايد و در کسوت سياسي  ادعاي رسالت روشنفکري داشته باشد نمي پسندم.بايد کسي بيايد

که مرد عمل باشد.

 - ولي اشکال اينجاست که در پاسخ به اين سئوال بعضي مي گويند کروبي هم بيايد فرقي نمي

کند. ...

 لینک مصاحبه (+)

  وقتي شما كلي پول باد آورده داشته باشيد + و +و حامي مقتدر شوراي نگهبان+ و يك رفيق گرمابه و گلستان ميلياردر كه پست وزير كشوري را به او داده باشيد(+) مسلم است نگران برنده شدن در انتخاباتي كه اين دو (يعني هيات نظارت و هيات اجرايي )برگزارنمايند ، نخواهيد بود لذا با اقتدار تمام حتي شروط حاميان قبلي و همفكرانتان را نميپذيرید چون میدانید که برنده اید +... و اين ميشود گروهی نظیر موتلفه بازاري ماب با حساب كتاب خود به اين نتيجه ميرسند که بهتر است همچنان حامي بمانند و گور پدر كشور و مردم اگر دچار بدبختي و نداري در زندگي و بي آبرويي در جهان شده اند +با اين وصف و اين نقاط قوت ، رقباي احتمالي  همفكر شما  كه وضع را اينگونه ميبينند؛ دمشان را رووي كولشان ميگذارند و از سر راهتان كنار خواهند رفت ...(+)

خب ، اين وصف حال امروزه جناح اصول گرا بود اما اين طرف ،يعني جناح اصلاح طلب؛

يكي ميگويد پيغام دادند كه خاتمي كانديد نشود + و خاتمي انصراف ميدهد اما مصر است كه كسي به او چيزي نگفته و بخاطر اينكه راي مردم همفكرش نشكند ، دست به اين انتحار اخلاقي  زده است ....

اكنون تنها دو نفر مانده اند كه احتمالن تاييد صلاحيت شوند، يكي موسوي كه تمام احزاب اصلاح طلب پشتش جمع شده اند و ديگر كروبي كه ادمهاي سرشناسي پشتش قرار گرفته اند مثل كرباسچي و مهاجراني و نجفي...يا دکتر سروش كه قسمتي ازمصاحبه اش را در بالا خوانديد .يا حتي ابطحي كه يار خاتمي بود:

صریح و کوتاه درباره‌ی اینکه چرا آقای کروبی

 امروز اعلام رسمی شد که من مشاور آقای کروبی شده ام. مثل همیشه دوست دارم صریح باشم ودلائلم را به صورت شفاف بگویم:

۱-من برای آقای مهندس موسوی احترام فراوانی قائلم. به‌خصوص برای خدماتش به این کشور در دوران جنگ. اما هنوز نتوانسته‌ام خودم را قانع کنم که چرا وقتی کشور به وجودش احتیاج داشت نیامد و وقتی که با کاندیدا شدن آقای خاتمی و استقبال بی‌نظیر از او پیروزی قاطع اصلاح‌طلبان قطعی می‌نمود، آمد. این نمی‌تواند از ذهن جامعه پاک شود....

 

اين نوشته ها ، براي اين نبود كه كروبي را توصيه كنم ، نه... از چيزي دلخورم .حتی این عکس طرفداران هاشمی را در انتخابات قبلی گذاشتم تا نکته ایی را یاد اورشوم .

همه ما داستان پيرمردي كه مفهوم اتحاد و شكست ناپذيري را بوسيله جمع كردن تعدادي شاخه هاي نازك يك درخت به فرزنداش اموخت ، شنيده ايم . امكان شكسته شدن وقتي كه تعداد شاخه ها كم بود و وقتي كه بر روي هم يك دسته ميشد ، شكستنشان با دست غير ممكن بود ... حال وقتي به انتخابات گذشته ( پس از دوم خرداد ) نگاه ميكنم ، اشخاصي كه مدعي تغيير و اصلاح طلبي در اين سيستم بوده اند چرا حاضر نشدند بخاطر كشور ، با هم متحد شوند ، داستان انتخابات شورا هاي همين شهر تهران يادتان هست؟ بعد ان هم مجلس و نهايتا رياست جمهوري چهار سال پيش.... همه سنگ خود را به سينه ميزدند در حالي كه قواعد بازي آنقدر روشن است كه اين رفتارشان چيزي بجز حماقت نام نميگيرد و اين شد كه هم در تمام اين انتخاباتها اصلاح طلبان باختند...

با اين وصف واقعا كار خاتمي كه از انتخابات كناره جست- اگر پشت پرده ايي نداشته باشد – قابل ستودن است:  پتانسيل اجماع راي داشته باشي و بخاطر آمدن كانديداي همفكر ، كنار بروي كه آراي مردم شكسته نشود ... كاش اين مثلن سياسيون مثل كروبي و موسوي هم درس بگيرند و يكي به نفع ديگري كنار برود تا با راي قاطع ، و در يك مرحله احمدي نژاد كنار گذاشته شود ، چيزي كه حس ميكنم بخاطر همين نخواستند خاتمي بيايد ، تصور كنيد انتخابات دو قطبي بين احمدي نژاد و خاتمي برگزار ميشد و ان حادثه دو خرداد تكرار ميشد يعني 22 ميليون راي در برابر 5 ميليون رايي كه همه از او دفاع ميكردند از رهبر گرفته تا ... ؛ ابرو ريزي بود ديدني! ، گفتم كه حس ميكنم بهمين خاطر نخواستند خاتمي بيايد كه نهايتن هم اگر كس ديگري پير وز شد ، اختلاف راي اش دو سه ميليون باشد و ...

 بگذريم حاشيه رفتم ، كاش در اين وبلاگستان  موجي راه بيفتد و ما مستقل از كروبي و موسوي ، حال كه هيچ يك به نفع ديگري كنار نميروند ، ما مستقل از آنان ،خودمان به يك جمع بندي برسيم و به  همه توصيه كنيم كه يكي را انتخاب كنند ...همانطور كه ميبينيد سياستمدار ها چه راست و چه جپ كه به فكر كشور نيستند ، ما كه راي خاموشيم كاري بكنيم ...ادامه دارد

+ نوشته شده در  88/02/20ساعت 7:50 PM  توسط امیرپیر  | 

 

می گذرد...
 
+ نوشته شده در  87/10/24ساعت 11:34 AM  توسط امیرپیر  | 

در باب خیانت ...

 

دو کامنت براي کیوان 35درجه نوشته بودم ،گفته بودم  " انسانيت" مرزهاي روابط انسانها را مشخص ميكند ،خود ميدانم، شايد بتوان آن را ايده ال ناميد و البته اين به اين مفهوم نيست كه کسی معصوم است و به اصطلاح بچه  پيغمبر هست و خطایی از او سر نمی زند ، من گفته ام كه مرز و حدودي  براي ما به اسم انسانيت تعريف شده كه بقول زرتشت ، پندار و گفتار و كردار ما ميبايد بر اساس آن تنظيم گردد ،  بهر حال پيش مي آيد كه در اين راه ، نتوانيم عمل خود را کنترل و تنظیم كنيم اما اين بمعناي اينكه اصل آن را زير سوال ببريم نيست .

با توجه به ادامه بحث و حرف هاي دوست عزيز ديگر لوا و سهیل( عقاید یک دلقک )، خواستم اين چند كلام را در غالب کامنت اضافه كنم ، چون متن  زياد بود حقيقتا خجالت كشيدم که باز در آنجا بنويسم !!!، نميدانم شايد اين بهانه اي باشد براي دوباره نوشتن .

بگذریم . اما این کامنت کذایی:

 

1-      پسري ميگفت كه اگر بداند همسر آينده اش احيانا تلفني با پسري صحبت كرده باشد ( به زمان گذشته فعل توجه كنيد) ، او را خواهد كشت.

2-     پسر ديگري ، با دختري عقد كرد در صورتيكه آن دختر اظهر من الشمس پارتنر جنسي چند نفر بود ،پسر به دوستانش ميگفت من با گذشته او كاري ندارم ، مهم آينده است .

3-     فردي  علاقمند به اورال صكص، ميگويد در زمان انجام اين عمل توسط پارتنرش ، تصور ميكند فلان هنرپيشه خانم سينماي ايران در حال اين كار است تا ضمن مضاعف كردن لذت ؛سريعتر تخليه شود ...

4-     رفت و آمد خانوادگي دارند، نگاه هاي سنگين و معني دار به همسران/ دختران/ پسران و... همه گوياي تمناي چيزي است منتها در پشت احوال پرسي و ... هيچكس علنا اظهار نميكند  اما در بزنگاهي شايد ...

5-     تجاربش در دوستي ها و پارتنر هاي متعدد  ،  اورا از اينكه مدام با يكي باشد خسته ميكند . طاقت نميآورد دائم با يكي باشد ، شايد  ، عادت و تجربه  صكس شيرين دوران مجردي و قياس آن با عمل فعلي پارتنري كه در عقد ازدواجش درآمده ، او را در عين حفظ اين رابطه بدليل مصالحش، باز به تكرار تجربه نو با ديگري بكشاند .

6-     بقول آخوند ها ، موضوعات جديد مبتلا به! مثل  ايميل ، چت و يا مسائل متفرقه مثل احوال پرسي و خنده در محل كار با همكار غير همجنس و ... ديدگاه جامعه  و محل زندگي و ... اینها در کجای معادله خیانت قرار میگیرند.

........................................................................

 اينها را ليست كردم به اين خاطر :

الف - ببيند دونياي دو نفر در شماره يك و دو چقدر متفاوت است .

ب - از شماره 3 تا 6 حالات ممكني كه در پيرامونمان رخ ميدهد .

 و

حالا فرضي ديگر در دنياي همين آدمهاي شماره يك و دو  بالا .

الف- پارتنري داري ، به خودش رسيده است ، بقول سردار نيروي انتظامي چكمه ايي هم براي تبرج پوشيده و ... با او به مثلا به بام تهران ميروي و بر ميگردي ، اصلا آب از اب تكان نميخورد اما به  او با همين وضعيت به رستوراني مثلا در توپخانه ميروي ( با كمال احترام به همه همشهريان) آنقدر نگاه حيض ؟ حيز؟ هيظ؟ چه ميدانم ، انقدر نگاه ها سنگين است ، گويي سواي چشمچراني خودشان ، غيرت و مرد بودنت را زير سوال ميبرند ، گذر زمان سخت شده است ...هر دو دلزده ميشويد و برميگرديد ....يا انجا با کسی دعوا ميكنيد و ....

ب- در هر رستوراني بالا يا پايين شهر با پارتنرت نشسته ايي  ، احساس ميكني هرز گاهي چشمان او بروي مردي/ زني يا گارسون / پيشخدمتي خيره ميماند ، حالت گرفته ميشود ، چيزي نميتواني بگويي... يا ميگويي و اتفاق ديگري مي افتد .

........................................................................

اين دو را نيز گفتم كه بدانيم شما كجاي معادله رابطه قرار داريد؟ آن طرفي كه بيشتر از ديگري دوست دارد يا كمتر ؟ بقول كيوان 35درجه طرف ضعيف يا قوي ماجرا؟ كسي كه نميتواند از طرفش دل بكند يا طرفي كه به راحتي ميتواند سراغ كس ديگر برود ...

...............................................................

 خب ، در نظر بگيريد كه شما مرجع تقليدي هستيد و ميخواهيد رساله توضيح المسائلي بنويسيد و در مورد شماره 3 تا 6 براي پيروانتان كه رنجي از افكار آدمهاي شماره يك و دو با لحاظ وضعيت دوست داشتنشان درحالات الف و ب دارند، تفسير بنويسيد و يا به سوالهايشان پاسخ دهيد . بديهي است هريك بر اساس مسائل پيرامونشان و دنيايي كه دارند  موضع خواهند گرفت . اما

 مسئلتن يا شيخ:

 فردي همسر دارد و همسرش را هم دوست دارد –البته  اين دوست داشتنش حالت عشق گونه نيست كه با ديدنش نفس بگيرد و دلش بلرزد و ...، بعبارتي آن عشق تمام شده و به دوست داشتن و احترام تبديل شده -  و زندگي او رابخوبي تامين نموده ، خودش و همسرش هيچ يك مشكل جنسي ندارند و صكث خوبي نيز دارند ، اما ...

اما او به " هوس " بي توجه نيست ، دلش ميخواهد لذت جسمي بيشتري تجربه كند ، و در اين راه ، حساسيت زنها را ميداند كه چيزي به اسم حسادت در سرشت آنهاست به همين خاطر نميتواند به او بگويد كه برخي اوقات از تن زني ديگر لذت ميبرد. حالا در هر غالبي ( صيغه ، خريد خدمات تن فروش ، و ... )به باور او ،  اين موضوع صرفن " عمل جنسي و لذت بردن صرف است بدون به اشتراك گذاشتن عاطفه و احساسي بطوريكه پس از پايان عمل جنسي، هيچ دلي نلرزيده باشد و هيچ دلتنگي مشاهده نشود ، صرفن عمل ج ن س ي است! ،حال  اگر  خود قبول داشته باشيد كه ندانستن موضوع براي روحيه همسر چنین مردی و حفظ و ادامه زندگی کاملا شیرینش بهتر است ، ايا اين عمل را برای مرد با چنين شرايطي كه خيانت شمرده ميشود-  ميپذيريد؟ از این منظر که این عمل روحیه مرد را برای زندگی با همسرش بهتر میکند و ...

اگر بخواهيم رابطه هوس گونه را براي زن هم تصور كنيم ، آيا زن ميتواند بدون احساس ، با وجود داشتن همسر ، به مردهاي ديگر خدمات بدهد بدون آنكه دلش نلرزد و دلتنگي نكند ؟

من مردان بسياري بدين شرحي كه داده شد ، ديده ام  ، اما راجع زنان نميدانم .

فقط تحقيق يك دانشگاه آمريكايي را خواندم كه گفته بود خيانت عاطفي يك مرد ، براي زنش، بسيار سختر است از خيانت جسمي او  و برعكس آن  ،خيانت جسمي يك زن ، براي مردش ، بسيار سخت تر و ناگوارتر است از خيانت عاطفي اش!

 شما چه فکر میکنید؟

 

+ نوشته شده در  87/09/12ساعت 2:34 PM  توسط امیرپیر  | 

+ نوشته شده در  87/02/30ساعت 11:4 AM  توسط امیرپیر  | 

ساخت ضريح حرمين عسگريين در ايران آغاز شد

معاون فرهنگي و امور بين‌الملل ستاد بازسازي عتبات عاليات افزود: هزينه نهايي ساخت اين ضريح حدود 3 ميليارد تومان برآورد شده كه توسط خيرين ايراني تامين خواهد شد.
ميرانوري خاطرنشان كرد: اين ضريح پس از ساخت در ايران به صورت قطعه قطعه به كشور عراق منتقل خواهد شد...

نیکوکاران ایرانی کجایید ؟

 

 

حالم از مسلمانی امان بهم میخورد...

+ نوشته شده در  86/04/04ساعت 10:9 AM  توسط امیرپیر  | 

نه خدا آنقدر به من حماقت عطا كرد و كوتاهي نگاه و كوچكي دل كه خود را با نماز و روزه و خمس و زكاِت و گريه دريابودن يا انگشتوانه‌بودن؟ مرغ خانگي بودن يا شاهين شكارجوبودن. انگشتوانه! چه با آب زمزم پر شودو چه با آب آبگوشت، چه با شير مادر و چه شير خشك؟ فرق مومن مقدس با فاسق كافر چيست؟ هيچ، اين در زندگي پيش از مرگ به دنبال چشم‌چراني و شكم‌چراني است و آن در زندگي پس از مرگ؟ يكي در دنيا شير و عسل و سايه درخت و حور و علمان سيرش مي‌كند و نياز ديگري ندارد و ديگري در آخرت. اختلا‌ف مومن و كافر از اين قماش، در دين و كفر انگشتوانه‌اي، بر سر نوع نياز و احساس و جنس انديشه و روح و آنچه مي‌جويند و مي‌خواهند و معتقدند و ارج مي‌نهند نيست، اختلا‌فشان در مكان و زمان رفع اين احتياجات و رسيدن به اين ايده‌آل‌ها است. اخلا‌فشان اختلا‌ف جغرافيايي است. جواب هر دو به سوال <چه مي‌جويي> يكي است. در جواب به سوال <كجا بايد جست> دو تا مي‌شوند! پس حق ندارم بگويم كافر و مومن هر دو همفكرند؟ دين و كفر هر دو يك ايمان است و يك آرمان، اختلا‌ف بر سر راه <مذهب> است و تكنيك كار! و در اين صورت مي‌بينم مومن هم همان كافر فاسد عياش مادي خودپرست لذ‌تجويي است كه فقط كلا‌ه سرش رفته است. نقد را فدا مي‌كند تا همان را به صورت نسيه به دست آورد! آن هم با يك ضريب احتمال! يعني بر فرضي كه فردايي بوده و بهشتي و بابت آن اعمال هم پاداش دادند، تازه بايد به ريش دراز اين احمق خنديد كه حيوان! آخر آن همه رياضت و سختي و روزه و جهاد و محروميت و نفس‌كشي و چشم‌پوشي از همه لذات و سركوبي شهوت و دورريختن شراب و شيريني و آسايش در زندگي آن دنيا براي اينكه در اين آخرت باز همان‌ها را به دست آوري؟ اين <اكل ازقفا> نيست؟ يعني لقمه رابرداشتن و با دست به زحمت و رنج دور گردن پيچاندن و به زور به دهان رساندن؟ كسي كه همان لقمه را برمي‌دارد و بي‌آنكه از پشت سر ببرد، راسته به دهان مي‌گذارد، با تو يكي است، اما عاقل‌تر از تو و موفق‌تر از تو...

چند روز پیش روزنامه اعتماد ملی نامه منتشر نشده ای از دکتر شریعتی گذاشته بود ... دریغم امد که تنها بخوانمش...

+ نوشته شده در  86/04/02ساعت 12:8 PM  توسط امیرپیر  | 

آهای دکتر کرمانی ...

خب این آقاهه بالا در اثر :

ریاضت ؟ همنشینی با برادر احمدی نژاد؟ غم کنکور؟ ازدواج کردن ؟ ازدواج نکردن؟ زندگی در ایران؟ عشق؟ ...خلاصه در اثر یه چیزی شده این :

 

خب ، میتوننید برین اینجا + و بیشتر ببینید....

+ نوشته شده در  86/03/29ساعت 12:25 PM  توسط امیرپیر  | 

دست دادن یا دست ندادن ! مساله این است...

حتما ماجرا های دست دادن آقای خاتمی با یه دختر خانوم  رو شنیدین...بازتاب

جالب اینکه دفتر خاتمی گفته : «در حرمت لمس بدن نامحرم بدون ستر و مانع ترديدي نيست و نيز در اينكه در شرع انور حرمت و وجوب اوّلي به عنوان ثانوي تا بقاء عنوان مي‌‏تواند مرتفع شود ترديد نبايد كرد. ولي آنچه با تصويرپردازي مشكوك، با غرض يا هر انگيزه ديگر، نشر يافته تا مصافحه آقاي خاتمي را با اجنبيه القاء كند، عملي خلاف شرع و
اخلاق است كه تكذيب مي‌‏شود.»

علامه مطهری نیز قبلا یه در کتاب مساله حجاب همین موضوع رو آورده :

شكی نيست كه حتی در صورتی كه تلذذ و ريبه هم نباشد
، دست دادن زن و مرد اجنبی جايز نيست مگر اينكه جامهای حائل باشد مانند

دستكش . در اين مسأله ، هم در روايات و هم در فتاوای فقهاء اتفاق كلمه

میباشد . در بعضی از روايات علاوه بر اينكه قيد شده كه مصافحه بدون حائل

نباشد ، اضافه شده كه بايد دست را فشار ندهند . مرحوم سيد در عروه

الوثقی بعد از مسأله پيش میفرمايد
:
"
لا يجوز مصافحة الاجنبية . نعم لا بأس بها من وراء الثوب " يعنی

دست دادن با زن بيگانه جايز نيست ، ولی اگر جامهای حائل باشد مانعی

ندارد
.
بديهی است كه جايز بودن دست دادن با زن بيگانه در صورت حائل بودن

جامه يا دستكش ، مشروط به اينست كه تلذذ و ......

جدا  خیلی علمای با حالی داریم .... واقعا خدا پدر شکسپیر رو بیامرزه با حرفی که زد...

دست دادن  یا دست ندادن ....مساله این است !

+ نوشته شده در  86/03/26ساعت 12:30 PM  توسط امیرپیر  | 

 

قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی 

فصل سوم ـ شرایط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان

ماده30 :

 

_ اشخاص زیر از داوطلب شدن نمایندگی مجلس محرومند :

.

.

.

مشهورین به فساد و متجاهرین به فسق

 

...

 

و اما  در بلژیک :

 

  خانوم "تانیا دروکس" که  تانیا دروکس لیدر حزب nee و کاندیدای مجلس سنای این کشور برای انتخابات ۱۰ژوئن (۲۰خرداد)  قول داده در صورت موفقیت در انتخابات و به‌دست آوردن اکثریت آرا، به چهل‌هزار نفر از هوادارانش، نوع خاصی از خدمات جنسی!  ارائه دهد :

... طبق پیش‌بینی، برنامه من ۵۰۰روز طول خواهد کشید و هر روز به ۸۰نفر خدمات ارائه خواهم کرد. دوست دارم خدماتی با کیفیت بالا به عزیزان ارائه دهم اما متاسفانه به علت کمبود وقت و محدودیت زمانی نمی‌تونم بیش از ۵دقیقه با هر نفر باشم ...

 

        ********************************************************

 

   حالا متوجه شدید چرا در قانون ما این بند رو گذاشتند؟

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  86/03/12ساعت 6:43 PM  توسط امیرپیر  | 

در ادامه مباحث مربوط به فتوا ...

"توریه" چیست ؟ :

توریه، ( بر وزن توصیه ) اصطلاحی در متون دینی است، بدین معنا که متکلم معنایی از کلام خود را که مرادش نیست به مخاطب منتقل کند. توریه در لغت به معنای پنهان کردن پوشانیدن و افشا نکردن راز است  و دراصطلاح متون دینی و فقها توریه آن است که متکلم از سخن خود معنایی را جز آنچه مخاطب می فهمد (یعنی معنایی خلاف ظاهر) اراده کند .

چند نمونه " توریه ":

-        از شخصي تقاضای كمك مي كنند او در جواب مي گويد دستم خالي است و واقعا در آن لحظه در دستهايش چيزي نبوده گرچه ممكن است در جيب يا حساب بانكي اش پول داشته باشد

-        و يا، مي پرسند آيا فلان شخص را ديده اي؟ و وي هنگام پاسخ يك قدم به جلو گذاشته  و مي گويد از وقتي اينجا ايستادهام او را نديده ام، 

-        و يا، وقتی همسایه اي وسیله ای را میخواهد و شخص نمی خواهد به او بدهد  ميگويد: جاروبرقي ما كار نميكند (يعني الان خاموش است)

-        ويا، چرخ گوش ما دست كسي است و قبلاً آن وسيله را به دست فرزند يا همسر خود داده باشيد.

-        و ياً بگوید آقا در خانه نیستند و منظورش امام زمان «علیه السلام» باشد و مخاطب با قرینه ای که موجود است گمان کند منظور صاحب خانه است و مانند اینها

 

شركت نكردن در نماز جمعه كه براى مكلّف دروغگوئىِ امام جمعه آن ثابت شده است، چه حكمى دارد؟

فتوای شرعی آیت الله العظمی سید علی خامنه ای : "مجرد كشف خلاف چيزى كه امام جمعه گفته، دليل بر دروغگوئى او نيست، زيرا ممكن است گفته او از روى اشتباه يا خطا و يا "توريه" باشد، و سزاوار نيست انسان به مجرد توهّم خروج امام جمعه از عدالت، خود را از بركات نماز جمعه محروم نمايد".

 

نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در  86/03/12ساعت 11:28 AM  توسط امیرپیر  | 

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه...

                    تا کی به تمنای وصال تو یگانه         اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
                    خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه     ای  تیر  غمت  را  دل عشاق  نشانه

                                        جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه



 

 


 


 

+ نوشته شده در  86/03/09ساعت 11:38 AM  توسط امیرپیر  | 

فتوا

طبق قول خودم به خودم، دیشب در یه حرکت انتحاری کلی ورزش کردیم و ... واما امروز.....خب، کمی وب گردی کردم ....یکی از این وبلاگ هایی که از پست اخیرش خوشم اومد ، وبلاگ عاقلانه بود که متن قشنگی رو نوشته بود : 

.....در زمین به دنبال شادمانی باش و برای هر آنکه دوستش داری نیز همین بخواه ، که در جایی زندگی می کنیم که غم ارزش است و شادی قبیح !......

مجاز هستید غمگساری!! کنید به هر روشی!

                                                          *     *     *

مدتهاست که به این موضوع فکر میکنم که چرا در مذهب شیعه که جزئی از فرهنگ ایرانی شده ، اینقدر به مرگ (بهونه ای برای غمگساری) کسی اهمیت میدهند اما به تولدش( بهونه ای برای شادی) نه؟ مثلا چندین سال پیش یکی از علما از اقای خاتمی خواست که شهادت حضرت فاطمه را تعطیل رسمی اعلام کند ( که مصوب شد ) اما برای تولد همین دخت پیامبر از سوی دوستدارانش اهمیتی از این دست داده نمیشود! ( بحث تعطیلات زیاد در تقویم ما و ... مبحث دیگری است که بعدا حرف خواهیم زد ) یا چرا از موسیقی و رقص اینقدر فراری هستیم؟ جالب است که در تمام اقوام ایرانی هنر رقص وجود دارد اما از دید این علما حرام بوده و بتبع با برگزاری آن حتی در مراسم عروسی هم مخالفت میشود و  همین حرمت باعث شده که محل درامدی بشود برای ماموران پلیس تا لطف کنند وچشمشان را بر روی  شادی کردن مدعوین  عروسی ببندند ! واقعا مملکت گل  و بلبلی داریم . یادمه در زمان دبیرستان دبیر آخوندمان میگفت که شنیدن موسیقی حرام است و حتی نگه داشتن الات موسیقی مکروه  بوده و مثلا فلان مثقال ثواب از ثوابهایتان کم میشود...یا در همین موضوع  رقص ؛ رقص زن فقط برای شوهر خودش حلال است و حتی زن برای زن هم نمیتواند برقصد و حرام است ( نگاهی به کتب توضیح المسائل همین علما و زعمای موجود بیندازید ) من از این معلم پرسیدم که اخه وقتی که موسیقی حرام است ! پس چطوری زن آدم !، برای آدم برقصه؟!! اخه بی آهنگ که کسی رقصش نمیاد!آهنگم که بقول شما حرامست؟!... جاتون خالی از کلاس پرت شدم بیرون....توو همین وب گردی ها چشمم به این فتوا افتاد :

سؤال: مردي 4 زن دائمي داشته و شوهر زنان فوت كرده و يك زن بعد از فوت شوهر آمده با اثبات ادله و بينه و مي گويد با مدارك قانوني من زن دائمي اين مرحوم هستم دراين حال ايشان 5 زن دارد و حرام است كه همه آنها دائمي باشند. مال به چه نحوي تقسيم شود و شارع مقدس چه حكمي دارد؟

جواب: بسمه تعالي؛ اگر ثابت شود كه....

حتما اوون لینک رو ببینین ،من که از جواب تووپش حال کردم !...یادم اوومد که وقتی امتحان داشتیم با بچه ها هماهنگ میکردیم تا کلی سوال قلمبه سلمبه راجع احکام از همین معلم بپرسیم تا وقت بگذره... مثلا من میپرسیدم اگه کسی در حال بردن  پول خمسش به دفتر امام باشه بعد دزد بیاد این پول رو بدزده(کیف قاپی کنه) این شخص باید چیکار کنه ؟آیا ضامن هستش ؟بره شکایت کنه؟ دوباره خمس بده؟ اگه شکایت مخارج داشته باشه ، این مخارج رو باید از چه محلی بده؟ اگه دزد پیدا شد ، باید اونو به دفتر امام معرفی کنه؟اصلا اینجا صاحب حق کیه که پیگیری کنه ؟ شخصی که خمس میده یا دفتر امام ؟ اگه دزد خودش سید فقیر بود،چی؟...... حالا هم فک کنم حکایت همینه !یه عده ادم بیکار میان مخ این بیچاره ها رو بکار میگیرن !!  

+ نوشته شده در  86/03/07ساعت 12:2 PM  توسط امیرپیر  | 

این روز ها ...

...

+ نوشته شده در  86/03/06ساعت 3:36 PM  توسط امیرپیر  |