تبليغاتX
امیرپیر

امیرپیر

کروبی یا موسوی؟

....

- و براي اينکه چنين شود، بگوييد از ميان کانديداها نظرتان بر کيست؟

 - من 4 سال پيش حرفي به شما زدم و حالا هم کم و بيش بر همان نظرم.

 - يعني آقاي کروبي؟

 - بله؛ علي الخصوص که من در سخنان آقاي موسوي، نکته تازه اي نمي بينم. در عملکردش هم

کار دلچسبي مشاهده نمي کنم. گمان مي کنم با افکار پيشين اش وداع نکرده است و عليرغم

اينکه گاهي در سخنراني ها، اشارات تازه اي دارد، اما ريشه ها، همان ريشه هاي پيشين

است و رگه هاي نگران کننده اي در سخنان ايشان وجود دارد.در عمل هم بيست سال نشست و

ظلم ها را تماشا کرد و لب از لب نگشود: "قربان تمکينت شوم مي بين و سر بالا مکن".  

    - پس چرا آقاي خاتمي از ايشان حمايت کردند؟

 اين همان چيزي است که  موضع آقاي خاتمي را براي من سئوال انگيز کرده است. من رفتن

پاره اي از دوستان پشت آقاي موسوي را هم اصلا درک نمي کنم.يعني از ديد سياسي که

نگاه مي کنم کاملا برايم مبهم است.  به صراحت براي شما بگويم  اينکه کسي  دو باره

بيايد و در کسوت سياسي  ادعاي رسالت روشنفکري داشته باشد نمي پسندم.بايد کسي بيايد

که مرد عمل باشد.

 - ولي اشکال اينجاست که در پاسخ به اين سئوال بعضي مي گويند کروبي هم بيايد فرقي نمي

کند. ...

 لینک مصاحبه (+)

  وقتي شما كلي پول باد آورده داشته باشيد + و +و حامي مقتدر شوراي نگهبان+ و يك رفيق گرمابه و گلستان ميلياردر كه پست وزير كشوري را به او داده باشيد(+) مسلم است نگران برنده شدن در انتخاباتي كه اين دو (يعني هيات نظارت و هيات اجرايي )برگزارنمايند ، نخواهيد بود لذا با اقتدار تمام حتي شروط حاميان قبلي و همفكرانتان را نميپذيرید چون میدانید که برنده اید +... و اين ميشود گروهی نظیر موتلفه بازاري ماب با حساب كتاب خود به اين نتيجه ميرسند که بهتر است همچنان حامي بمانند و گور پدر كشور و مردم اگر دچار بدبختي و نداري در زندگي و بي آبرويي در جهان شده اند +با اين وصف و اين نقاط قوت ، رقباي احتمالي  همفكر شما  كه وضع را اينگونه ميبينند؛ دمشان را رووي كولشان ميگذارند و از سر راهتان كنار خواهند رفت ...(+)

خب ، اين وصف حال امروزه جناح اصول گرا بود اما اين طرف ،يعني جناح اصلاح طلب؛

يكي ميگويد پيغام دادند كه خاتمي كانديد نشود + و خاتمي انصراف ميدهد اما مصر است كه كسي به او چيزي نگفته و بخاطر اينكه راي مردم همفكرش نشكند ، دست به اين انتحار اخلاقي  زده است ....

اكنون تنها دو نفر مانده اند كه احتمالن تاييد صلاحيت شوند، يكي موسوي كه تمام احزاب اصلاح طلب پشتش جمع شده اند و ديگر كروبي كه ادمهاي سرشناسي پشتش قرار گرفته اند مثل كرباسچي و مهاجراني و نجفي...يا دکتر سروش كه قسمتي ازمصاحبه اش را در بالا خوانديد .يا حتي ابطحي كه يار خاتمي بود:

صریح و کوتاه درباره‌ی اینکه چرا آقای کروبی

 امروز اعلام رسمی شد که من مشاور آقای کروبی شده ام. مثل همیشه دوست دارم صریح باشم ودلائلم را به صورت شفاف بگویم:

۱-من برای آقای مهندس موسوی احترام فراوانی قائلم. به‌خصوص برای خدماتش به این کشور در دوران جنگ. اما هنوز نتوانسته‌ام خودم را قانع کنم که چرا وقتی کشور به وجودش احتیاج داشت نیامد و وقتی که با کاندیدا شدن آقای خاتمی و استقبال بی‌نظیر از او پیروزی قاطع اصلاح‌طلبان قطعی می‌نمود، آمد. این نمی‌تواند از ذهن جامعه پاک شود....

 

اين نوشته ها ، براي اين نبود كه كروبي را توصيه كنم ، نه... از چيزي دلخورم .حتی این عکس طرفداران هاشمی را در انتخابات قبلی گذاشتم تا نکته ایی را یاد اورشوم .

همه ما داستان پيرمردي كه مفهوم اتحاد و شكست ناپذيري را بوسيله جمع كردن تعدادي شاخه هاي نازك يك درخت به فرزنداش اموخت ، شنيده ايم . امكان شكسته شدن وقتي كه تعداد شاخه ها كم بود و وقتي كه بر روي هم يك دسته ميشد ، شكستنشان با دست غير ممكن بود ... حال وقتي به انتخابات گذشته ( پس از دوم خرداد ) نگاه ميكنم ، اشخاصي كه مدعي تغيير و اصلاح طلبي در اين سيستم بوده اند چرا حاضر نشدند بخاطر كشور ، با هم متحد شوند ، داستان انتخابات شورا هاي همين شهر تهران يادتان هست؟ بعد ان هم مجلس و نهايتا رياست جمهوري چهار سال پيش.... همه سنگ خود را به سينه ميزدند در حالي كه قواعد بازي آنقدر روشن است كه اين رفتارشان چيزي بجز حماقت نام نميگيرد و اين شد كه هم در تمام اين انتخاباتها اصلاح طلبان باختند...

با اين وصف واقعا كار خاتمي كه از انتخابات كناره جست- اگر پشت پرده ايي نداشته باشد – قابل ستودن است:  پتانسيل اجماع راي داشته باشي و بخاطر آمدن كانديداي همفكر ، كنار بروي كه آراي مردم شكسته نشود ... كاش اين مثلن سياسيون مثل كروبي و موسوي هم درس بگيرند و يكي به نفع ديگري كنار برود تا با راي قاطع ، و در يك مرحله احمدي نژاد كنار گذاشته شود ، چيزي كه حس ميكنم بخاطر همين نخواستند خاتمي بيايد ، تصور كنيد انتخابات دو قطبي بين احمدي نژاد و خاتمي برگزار ميشد و ان حادثه دو خرداد تكرار ميشد يعني 22 ميليون راي در برابر 5 ميليون رايي كه همه از او دفاع ميكردند از رهبر گرفته تا ... ؛ ابرو ريزي بود ديدني! ، گفتم كه حس ميكنم بهمين خاطر نخواستند خاتمي بيايد كه نهايتن هم اگر كس ديگري پير وز شد ، اختلاف راي اش دو سه ميليون باشد و ...

 بگذريم حاشيه رفتم ، كاش در اين وبلاگستان  موجي راه بيفتد و ما مستقل از كروبي و موسوي ، حال كه هيچ يك به نفع ديگري كنار نميروند ، ما مستقل از آنان ،خودمان به يك جمع بندي برسيم و به  همه توصيه كنيم كه يكي را انتخاب كنند ...همانطور كه ميبينيد سياستمدار ها چه راست و چه جپ كه به فكر كشور نيستند ، ما كه راي خاموشيم كاري بكنيم ...ادامه دارد

+ نوشته شده در  88/02/20ساعت 7:50 PM  توسط امیرپیر  |