تبليغاتX
امیرپیر

امیرپیر

الله اكبر


 

اين شبها كه بانگ الله اكبر از فراز بامها به گوش ميرسد ،  بي اختيار اشك در چشمانم حلقه ميزند ... شايد اين حرفم براي شمايي كه نوشته ام را ميخوانيد ؛ قابل درك نباشد اما بگذاريد  داستاني برايتان بگويم تا  كنه مطلبم را دريابيد.

پيرمرد بدهكاري در برابر شماتت طلبكارش اشك ميريزد. مرد طلبكار او را مواخذه ميكند كه اين اشك گوياي چيست و سودي ندارد ...مرد طلبكار با خودرو اش به سوويي ميرود  و در راه تصادفی شدیدي كرده و به شدت مجروح ميشود . باوجود زنده بودنش از انجام هر کنشی ناتوان است و پزشکان تشخیص میدهند مرده و هنگام انتقال او به سردخانه دربیمارستان مرد هر چه سعی میکند انگشتش راحرکت دهد و آنها رامتوجه کند که نمرده نمیتواند و وقتی که  او را در سردخانه قرار ميدهند،  چنان فشار عاطفی را تحمل میکند که ناخوداگاه اشكي از چشمانش خارج ميشود و اطرافیان میفهمند او  زنده است ... و انجاست كه مرد مفهوم  اشك پيرمرد را درميابد .

 اين داستان فيلمنامه يكي ازسري فيلمهاي كوتاه آلفرد هیچکاک است كه درسال 1955  بنام "آلفرد هیچکاک تقدیم میکند" ساخته که اگر داستان فوق به نام Breakdown + -  + -  +  را ببنيد آن وقت حرف مرا درك خواهيد كرد .

حال سواي حس و حال خود ، اين نداي الله اكبر  را همچون آن اشكي ميپندارم كه از فرط ناعدالتي  استعمار سياه هر شب فرياد ميشود كه به آنان نشان دهد  زير فشار خفقان شما هنوز ما زنده ايم ، زنده !

الله اكبر   الله اكبر   الله اكبر
+ نوشته شده در  88/03/31ساعت 3:30 PM  توسط امیرپیر  | 

از اين همه وقاحت محمود و صاحبش حالم بهم مي خورد .

در همين پست هاي قبلي نوشته بودم كه آقا به محمود به چشم اهرم بازدارندگي كشور هاي خارجي از حمله به نظامش نگاه ميكند اما نه اينقدر احمقانه...بگذريم ، اما اكنون

چه كسي پشيمان است ؟

من يا شما نوعي ممكن است احساس حماقت كنيم اما قبول كنيد كه  مساله انتخابات 22 خرداد به مثابه روز 16 آذر( كشته شدن 3 دانشجو) و قيام 1342 و 17 شهريور و ... است ....‌اين تجربها اتفاق افتاد تا مردم با آن اقتدار شاه جرات كردند و به خيابانها امدند ... اين  يعني ما ناگزير بوديم اين تجربه را انجام دهيم تا قدري جراتمان بيشتر شود براي مشت كردن دستهايمان ... باور كنيد درك و تجربه تلخي كه امروز تك تك مردم چشيدند هرگز با تحريم كردن بدست نمي امد . ... با تحريم شايد 100 سال ديگر به خيابانها ميامديم و اعتراضمان را فرياد ميزديم اما اكنون شايد سالي ديگر ...

خند ه هاي اين دو را ببينيد . همت كنيد سحر نزديك است ...

+ نوشته شده در  88/03/23ساعت 4:40 PM  توسط امیرپیر  | 

آزادي...


http://www.youtube.com/watch?v=sScmvnEkWpE&feature=related



+ نوشته شده در  88/03/23ساعت 8:15 AM  توسط امیرپیر  | 

باور کن فقط تو میتوانی جلوی این دلقک را بگیری

 

جمعه روز رای گیریست

مثل فوتبال که تا دقیقه نود آن مهم است در ان روز  تنها به رای دادن خود اکتفاء نکنید و همه را به پای صندوق اخذ رای بیاورید

حامیان محمود علنا پیام میدهند ... سپاه بیانیه داد  ...در چهار سال قبل نیز بنا به اقوالی که گفته شده است طرحی وجود داشت بنام طرح الغدیر که هر بسیجی میباید چند نفر را با خود به حوزه رای گیری بیاورد مثل طرح گولد کوئیست . بهوش باشید و جلوی این دلقک را بگیرید.. .

 برای اطمینان بیشتر به همه توصیه کنید که رای خود را در حوزه های انتخابیه ایی که در مدرسه ها بر پاشده است بدهند چرا که حداقل عوامل اجرایی سر صندوق از بین معلمان هستند ...یادتان نرود

فقط شما میتوانید ماشین دولت  او را متوقف کنید

 

 

+ نوشته شده در  88/03/17ساعت 2:18 PM  توسط امیرپیر  | 

کشتی گرفتن با خوک - تحلیل مناظره انتخاباتی محمود و میر حسین

 

"...مدتها پيش آموختم كه نبايد با خوک كشتي گرفت، چون اولا خيلي كثيف مي‌‌شوي و در ثانی خوک از اين كار لذت مي‌برد..."

"...مدتها پيش آموختم كه نبايد با خوک كشتي گرفت، چون اولا خيلي كثيف مي‌‌شوي و در ثانی خوک از اين كار لذت مي‌برد..."

این جمله ایی بود از برناد شاو که دیشب با دیدن مناظره میر حسین موسوی با محمود جون به یادم افتاد و جا  داره به میر حسین تبریک گفت که خوب خودشو کنترل کرد .هر چند که میتوان گفت میر حسین آدم مناظره ناجوانمردانه نیست  اما اخلاق مداری وی در برابر یک شخص هوچیگری که در طول ۴ سال مدام مصاحبه و سخنرانی داشته و با امادگی کامل به صحنه اومده قابل ستایش است  ...

بهر حال خیلی میشه حرف زد اما مهمترینش اینه که

تاکتیک مناظره محمود برگرفته از یک جنگ روانی بود ... این چند جمله را ببنید :

- آقای موسوی من دلم می سوزد. اطلاعاتی را می گویید که از روی بی اطلاعی است...

-- من نمی خواهم در مورد 95 میلیارد تومان در زمان دولت شما که از بانک مرکزی بدون مصوبه مجلس در تابستان برداشته شد، صحبت کنم

- آیا من می توانم در مورد پرونده آموزشی یک خانم صحبت کنم ؟ بگم ؟ بگم ؟

همین جمله آخری را در نظر بگیرید و تصور کنید بجای اقای موسوی نشسته اید ؛ طرفتان غیر منتظره این جمله را ( آیا من می توانم در مورد پرونده آموزشی یک خانم صحبت کنم ؟) بیان میکند که حتی روح شما از آن خبر ندارد و اصلن نمیدانید که از کدام خانم سخن خواهد رفت و ... طبیعتا تمرکز شما بهم می ریزد و عصبانی میشود و فردی هم که عصبانی شود تبعا نمیتواند با موفقیت مناظره را پیش ببرد.

بیان خبری مجهول و البته در دایره زندگی شخصی افراد, یکی از تکنیکهای جنگ روانی است که از راه آشفتگی روانی و عصبانی کردن فرد مقابل که درمناظره ها استفاده میشود و البته این تکنیک به دنبال این است که تا جایی که امکان دارد وارد شفافیت نشود تاهمچنان آن خبرگفته شده درموضع مجهول بماند که با این کار برد مضاعفی بدست اید چرا که این فکر منفی به مخاطب ( شنونده مناظره)منتقل خواهد شد... (مطلبی  از پشت یک سوم در این زمینه) 

یا همانند جنگ روانی مظلوم نمایی* دربرنامه های انتخاباتی چهار سال پیش( محمود: ... الان خبر دادند که برق چند استان رو قطع کردند...) اینجا نیز محمودی از نظایری مثل این جمله ... من الان در برابر سه دولت قرار گرفته ام ...استفاده کردو ...  از ان لبخندهای مثلن اعتماد بنفس وار , نتیجه گرفتم مودی جان حتما از نظرات یک معلم و استاد جنگ روانی بهره برده است.به عنوان نمونه یک روش دیگر در جنگ روانی این تئوری است که ...دروغ بگو و بعد عذر بخواه !

به زبان ساده بر طبق این تئوری، با استفاده از فضای حاکم بر جامعه و رسانه های شاخص آن، یک واقعیت را به صورت عمدی، غلط و ناصحیح و گاهی 180 درجه مخالف با واقعیت قضیه، عنوان و به مخاطب القاء کن، اگر طرف مقابل واکنشی به این کار نشان نداد که هیچ! در غیر این صورت اگر حریف متوجه قضیه شده و به آن اعتراض کرد، با توجیه سهوی بودن و اشتباه سخت افزاری یا نرم افزاری به جبران اشتباه خود بپرداز.مثلن وقتی فیلم انتخاباتی میر حسن موسوی پخش شد و در ان نشان داده شد که میر حسین با مراجع تقلید دیدار داشته است , فردای ان روز برنامه خبر ساعت هشت و نیم شبکه دوم گزارشی داد که تمام مراجع تکذیب کرده اند که از هیچ کاندیدایی حمایت نکرده اند و فردای ان روز دیگر که مراجع اعتراض کردند , صدا و سیما یک عذر خواهی نیم بند پخش کرد ( لینک)

در این مناظره نیز محمود در برابر انتقاد ازآزادی و بدرقه شاهانه ملوانان انگلیسی که بعد از اولتیماتوم 48 ساعته به ایران صورت گرفت , اظهار کرد که مدرک عذر خواهی انگلستان در وزارت امورخارجه وجود دارد جالب اینجاست که دراخبارامشب بی بی سی( 5شنبه شب)این خبر توسط سخنگوی دولت انگلستان تکذیب شد!!

بگذریم

در کل هر چند که بنظر میرسد طیف طرفداران رای دهنده از میر حسین ناراضی هستند و انتظار جدالی پر حرارت داشتند ,اما باید گفت اولن چنین انتظاری نباید داشت چرا که ایشان ماهیتا آدم سخن ور و حاضر جوابی نیستند , یعنی در مناظره هایی که بر پایه ی مباحث غیر کارشناسی شکل میگیرد و بازار سفسطه و جنگ روانی برقرار است , وی کارایی چندانی ندارد که البته این مطلب چیزی از ارزشهای ایشان نمیکاهد... در ثانی بفرض که وی نیز نکته به نکته استدلال میآورد یقین داشته باشید که محمود ناجوانمردانه به شکل مخربانه تری اقدام مینمود و این روند احتمال افتادن وی در دام استراتژی جنگ روانی احمدی نژاد ( عصبانی کردن فرد مقابل و عدم تمرکز در پاسخگوی وی  و سپس ادامه تهمت و فرافکنی به سه دولت جهت مظلوم* نمایی) بیشتر میکرد.

* =(  فرضیه ایی وجود دارد که اقوام ایرانی همیشه به مظلومان واکنش حمایتی نشان میدهند)

در مجموع میر حسین با سعه صدر و توانایی در کنترل اعصابش توانست برنده این بازی باشد .

در پایان شما را به دیدن فیلم ...دم سگ را بجنبان ... توصیه میکنم که ببنید چگونه متخصصین جنگ روانی میتوانند واقعیتی را بپوشانند , پس با نکاتی که برایتان بر شمردم , از میز حسین نباید گلمند بود که چرا جواب محمود را نداد .

+ نوشته شده در  88/03/15ساعت 3:39 AM  توسط امیرپیر  | 

آقا !

 

وقتی رفتار و عملکرد عجیب و غریب محمود ! رو میدیدم از کارهای احمقانه ای نظیر کاهش بهره بانکی یا انحلال سازمان مدیریت گرفته تا کارهای پیش پا افتاده ایی مثل لجبازی با مجلس بر سر یک ساعت جلو یا عقب کشیدن ساعت رسمی کشور یا ساعت شروع کار بانکها و ... از سکوت اقا ! متعجب میشدم. برای خودم تحلیل میکردم که لابد نمیخاد در امر مدیریت کشور دخالت کنه که البته ساده اندیشی بود این فکر... اما بعد که حمایت هاش رو از عملکرد دولت میشنیدم اینجوری تحلیل میکردم که احتمالن مسائل پشت پرده قدرت نظیر حواشی مربوط به رئیس مجمع تشخیص مصلحت شاید اونو ناگزیر میکنه که از مدیر اجرایش حمایت کنه تا مخالفین احتمالی خودش نتونن از این خلاء ها استفاده کنند . و بهرحال باید تحمل کنه که زمان بگذره و دوره چهار ساله تموم شه ... بعد که زمان انتخابات رسید و توو سخنرانی کردستان گوشوزدی کردند که به کسی رای بدید که ساده زیست باشه ...اینطوری تحلیل کردم وضعیت امروزه ایران نزد کشور های جهان بخاطر مساله انرژی هسته ای به گونه ایی هستش که جهت جلوگیری از رشد فکر به حمله به ایران  توسط شورای امنیت و به تبع اون حفظ نظام ...بهترین گزینه همین محمود است که کشورهای خارجی رو به مماشات و سازش وا میداره چون برآورد میکنن با دیونه ایی طرف هستند که قبل از اینکه اوونا کاری بکنن اوون ماشه رو میچکونه و البته وجود همین ادم میشه یک نوع بازدارندگی ... 

خب میدونید درد کجاست ؟

درد اینجاست که تووی این تحلیلهایی که من - به زعم خودم - از رفتار  و عملکرد سیاسی آقا کردم هیچ جا  "بخاطر مردم" رو ندیدم !  جدا خودتون بیاید همین موضوعات رو تحلیل کنید که چرا یک نفری مثل آقا سرنوشت سیاسی و مشروعیت یا محبویت خود را به دیوانه ایی همچو محمود گره میزنه؟ ایا به جوابهای غیر از اینایی که من نوشتم میرسید؟ پس ما ی مردم کجای معادله حساب میشیم ؟ میخام بگم واقعا مردم بدبختی هستیم و اگه خودمون هم به فکر خودمون نباشیم دیگه از کی توقع هست که به فریادمون برسه ؟ میدونم که برامون ۴ تا انتخابی گذاشتن که مورد سلیقمون نیست اما وقتی به شرایطموون نگاه کنیم و تنهایی دستامون ... اون وقت به این نتیجه میرسیم که اگه حتی کسی یک کلمه ایی گفت که دلمونو لرزوند بریم سراغش و انتخابش کنیم و بعد هم ازش بخایم که حرفش رو ثابت کنه ...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  88/03/13ساعت 3:54 PM  توسط امیرپیر  | 

در باب استدلال برای تحریم انتخابات

 هنر اینکه شنا کردن رو تووی جایی که اب نیست بیاموزیم و گرنه دموکراسی و انتخاب دقیق کردن وقتی دیکتاتوری وجود نداره چه ارزشی داره

متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند!  

 هميشه عده اي هستند كه براي رساندن مطلب از تمثيل استفاده ميكنن، خود من اينطور ادمي هستم . يادمه براي كيوان از پشت يك سوم اينطوري نوشته بودم : ... چه بخواهيم و چه نخواهيم اين جماعت ما را الاغ فرض كرده اند و بر گرده ما سوارند ، اگر عرضه داريم كه اين سوار را بر زمين بزنيم كه هيچ وگرنه عقل ميگويد كه اگر برايت اين انتخاب را گذاشته اند كه بين چند سوار يكي اشان را انتخاب كني ، لا اقل كسي را انتخاب كن كه لاغرتر و ماهرتر باشد ...  

 تووي اين داستان انتخابات ، مثالهاي ديگه ايي رو از اين دست البته از جماعت مخالفين يا هموون تحريم كنندگان ديدم ، مثل همين تيتر اولي ...متجاوز را «انتخاب» نمی‌کنند! یا اين يكي كه قدري بي ادبي نوشته البته.... فلان خر بجای کالباس

 جالبترين مثال از كامنتهاي يكي از همين تحريمي ها ، اگر چه مثال مشمئز كننده ايست رو ميارم تا مطلبي بگويم :

... فرض کنید ما هممون تو یک زندانیم و مسئولین زندان تصمیم دارند گوه به خورد ما بدن ولی اومدن یه انتخابات گذاشتن که خودمون انتخاب کنیم چه گوهی بخوریم (اسهال یا یبوست)
حالا یه عده میگن اسهال بهتره یه عذه میگن نه یبوست بهتره هر چه بهشون میگی گه گهه فرقی نمیکنه میگن نه حالا که مجبوریم گه بخوریم بزار خودمون انتخاب کنیم
نتیجه این میشه که وقتی از سازمانهای جهانی حقوق بشر وغیره به مسولین زندان میخوان گیر بدن که چرا همچین کار غیر انسانی در حق زندانیهاتون میکنید سریع برگه های رای شما رو میکنند و میگن اینها خودشون دوست دارن گوه بخورن به شما چه؟....

خب ...  ميدونيد كه جمله معروفي وجود داره  و اونم اينكه " در مثال مناقشه نيست " و منم نميخام اينجا كالبد شكافي چيز بكنيم  ...

 اول فكر ميكردم كه شايد وقتي يك تحريمي به داستان انتخابات به ديد تجاوز يا گه خوردن نگاه ميكنه  ،ايا اوون احساسات برگرفته شده از حواس 5 گانه اش رو به ذهنش تعميم ميده و بتبع ذهنشم با حال و هواي ... نتيجه ميگيره كه اره خيلي نامطبوع و تهوع آوره  پس به همون نسبت هم راي دادن بده ؟  ايا اينطور استدلال كردن، گمراه كردن ذهن خودمون نيست؟ ديدم شايد مثال خود منم كه راجع الاغ سوارها اورده بودم تحت همين نقد قرار بگيره ... وقتي بيشتر فكر كردم به اين نتيجه رسيدم اصلن احتياج به اين مثالهاي آبكي يا حتي استنتاجهاي علمي  از جملات (اگر p  انگاهq ) نيست كه بخواهيم ببينيم چه فكري درست هست يا نيست...مشاهده واقعيت هاي روز بهترين استدلال هر ادميه كه توو راي دادن شركت كنه ،... سي سال از عمر این نظام گذشت ، واقعا شوخي نيست سي سال و ان ور ابي ها مدام از سلطنت فلان  يا جمهوري بهمان حرف ميزنند و ... يكي شان عرضه نداشت جانش را كف دستش بگيره و بيايد اينجا تا اتفاقن دستگيرش كنند و اين بشود يك نوع مبارزه ، ما هم اينجا از اين عرضه ها نداشتيم وقتي كه زنان رو بمناسبت روز زن تووي ميدون 7 تير كتك زدن بريم جلو .... ممكنه بگن اهان يكي مثل حسين درخشان اوومد كه گرفتنش . ما هم بگيم اره بچه هاي دانشگاه امير كبير رو هم گرفتن ... وقتي كه تمام عرضه ملت ما توو همين چند تا مورد خلاصه ميشه بهتره روش مبارزه همون روش ازمون و خطاي انتخاباته هرچند فرمايشي باشه اگر چه هزار سال طول بكشه تا بخاد دموكراسي نهادينه بشه... يه زماني خاتمي عرضه نداشت  خب دلیل نميشه كه ما بعد اوون 2 خرداد  دست رو دست بذاريم ، انتخاب گزينه بعدي و ادامه دادن همين بازي و البته در کنارشون... اگه ميگين نه طولانيه ،خب  بسم ا... شما بياين جلو سينه سپر كنين تا ما و بقیه هم بیایم... اگه ميگين اعتمادي نيست به ما ها ، خب ما هم همينو ميگيم پدر آمرزيده ها ! به شما هم اعتمادي نيست !راه اعتماد من به تو و تو به من مستقل از حكومت واین نظام دیکتاتوری  همينه كه بياي و راي و هزينه بدي.

 

 

 

+ نوشته شده در  88/03/11ساعت 4:4 PM  توسط امیرپیر  | 

تحریم انتخابات!

 

کامنتی برای خسن آقا:

این قشر آگاه ترین قشر ایران مدرن است که می‌داند و آگاه است که حداقل چه چیزی نمی‌خواهد. ما تحریم کنندگان حداقل این آگاهی را داریم و می‌دانیم که چه نمی‌خواهیم. آن بیچارگانی که هر از چندی پشت سر یکی از مهره‌های حکومتی سینه می‌زنند حتی نمی‌دانند چه نمی‌خواهند! ببين دوست من ،جمله ات را تكرار كردم تا بگويم به نظر من مشكل ما( از مشروطيت تا كنون ) از همين جا شروع ميشود . ما كه مثلا روشنفكريم و هزاران دليل عقلي داريم كه مذهب سياست را تباه ميكند يا بلعكس و خواهان جدايي ان از سيستم هستيم ، اصلن توجهي به مخاطبمان نداريم و به عبارت ديگر شايد بشود گفت ما هم نميدانيم چه ميخواهيم ..... جمله معرفي است كه ميگويند  الناس علي دين ملوكهم ... اگر اين جمله را به اين صورت تفسير كنيم كه مردم دين حاكمان را ميپذيرند( حال به دلخواه يا به زور ) واگر يكي از هزاران نمونه ان هم تغيير دين ايرانيان از زرتشت به اسلام بر اثر حكومت  اعراب باشد  شما آن را تعميم بده و در نظر بگير روزي رضا شاه كه خدمات ارزشمندي به اين كشور كرد به اين جمع بندي رسيد و تصميم به حذف مذهب از سياست كشور گرفت و تا حدي موفق شد و پسرش نيز اين روش را پي گرفت ، پس چه شد كه اين جمله بالا محقق نگرديد و مردمان ما عوض نشدند؟ شايد عامل زمان فاكتور مهمي بنظر برسد براي مححقق نشدن اين موضوع اما بعقيده من فاكتور تلخ ديگري وجود دارد و همين گسستگي روشنفكران ما در اين زمينه است .... جدا توصيه ميكنم رفتار سياستمداران عهد قاجار و پهلوي ها را مطالعه كني و ببيني كه چطور از موضوع اسلام  در بطن هر خانواده ايراني غافل شدند و نهايتا اين موضوع خود را در انقلاب 57 نشان داد ... بعد از اين تاريخ هم ، همچنان اين موضوع يعني عدم شناخت مخاطبين از سوي انهايي كه ادعاي روشنفكري يا سياستمداري دارند دنبال ميگردد... مثال ميزنم ، در انتخابات گذشته روشنفكران طيف راست كه تكليفشان روشن است ، هيچ ... روشنفكران و مدعين اصلاح طلبي بر اين گمان بودند كه اقاي معين راي دارد و اقاي كروبي رايي در بطن مردم ندارد لذا حاضر نشدند كه با هم به توافق برسند و نتيجه ارا  را كه برسي ميكنيم 3الي 4 ميليون راي براي  معين بود كه بديهي است راي افراد تحصيل كرده جامعه بود و 7 ميليون راي مردم عوام در برابر ان طرح 50 هزار توماني چيزي كه هيچ وقت تحليل چنين اتفاقي جدي گرفته نشد... چرا اين مردمي كه وعده اب و برق مجاني و روزي 75 تومان پول نفت را در ابتداي انقلاب شنيده بودند و سالهاي بعد، عملن بر پوچ و توو خالي بودن اين وعده واقف شدند ؛ باز هم مشابه ان حرف را باور كرده و راي دادند .... بيينيد موضوع همين جاست ما با اين مخاطب طرف هستيم . مخاطبي كه ميتواند از اين نوع باشد كه برود راي بدهد و يا از ان نوعي كه شما ميگويي يعني خاموش وار بنشيند و بپندارد كه راي دادنش باعث مشروعيت نظام نشود ... غافل است از اينكه نظام انقدر شگردهاي تبليغاتي دارد كه به جهانيان عرضه مينمايد مضاف اينكه با وقاحت تمام ميگويند نهايتن ميشوند يك كره شمالي ... در كره شمالي چند تا كودتا ديده ايد؟ يا شورش مردم ؟ ... اشتباه اينطورر تحليل كردن است كه مينويسيد اري تحريمها موثر بود و ... ، به اين توجه نميكنيد كه خود امريكا در اين رابطه كم اورده است و  با دعوت از ايران براي ايجاد امنيت در افغانستان و عراق ميكوشد مشكلات خود را كم نمايد ... اگر اخبار را دنبال كنيد همين چند روز پيش امريكا با ساخت نيروگاه اتمي در امارات متحده عربي موافقت كرد كه اگر تحليل درستي داشته باشيد به وضوح در ميايد كه انها خود به اين نتيجه رسيده اند كه تحريم ها جواب نميدهد بعلاوي مشكلاتي كه اخيرا با روسيه بر سر سپر دفاع موشكي پيدا كرده اند ولذا انها خود اميدوار نيستند و با اين راه يعني با در اختيار دادن امكانات به امارات از يك طرف ميخواهند بازدارندگي ايجاد نمايند و از طرف ديگر ابروي خود را بجوو باز گردانند .

 دوست من مشفقانه توصيه ميكنم كه به اين حرف من توجه كن . اگر تا ديروز استراتژي ما راي خاموش بود امروز با نگاهي به سياستهاي امريكا ايجاب مينمايد تغيير استراتژي بدهيم . بهترين مثال حكومت مغولهاست . انها حمله كردند و خواهر و برادر ما را قتل عام كردند اما هر چند طولاني اما با مشاركت وزارايي چون خواجه نصير الدين طوسي و ديگران كه خود تاريخ را بهترميداني ، تاثير عظيمي بر مغولاني كه وحشي بودند گذاشتند ، ايا اكنون اخوندها از مغولها وحشي ترند ؟مسلمن نه اما انها بر عقل توده مردم استوارند . مشكل ما فرار ما مثلن روشنفكران ست كه يكراست ميرويم سر اصل موضوه يعني جدايي دين از سياست و به اين واقف نيستسم كه زمان لازم است و تلاش. حكومت پهلوي را كه مثال زدم ، گيرم كه سيتم را عوض كني وقتي اعتقادات دكتر ما اين است كه اگر خمس ندهد ال ميشود ، چطور ميخواهي ان سيستم مذهبي را تضعيف كني؟ همه  ما ميدانيم كه مار با  ميم و الف و را نوشته ميشود اما باور كن اگر چه تلخ است كه هموطنان ما فقط شكل مار را ميفهمند كه حاكمان با زرنگي قيافه ان رابه انها نشان ميدهند و متاسفانه اين هموطنان بعضا صاحبان مدارك تحصيلي بالايي نيز هستند ... قدري زاويه ديد را اگر عوض كنيم ميفهميم مشكل كجاست ... مشكل عدم اتحاد ماست .... قواعد بازي سياست يعني اتحاد ... اخرين انتخابات شوراها و بعد مجلس و بعد رياست جمهوري را در نظر بگير . تمام اين مدعيان اصلاح طلبي كه هريك عنوان دكتر و مهندس را يد ك ميكشند ، هيچ يك حاظر نشدند بخاطر ميهن و كشور عزيزمان ، به تفاهم مشتركي برسند اين شد كه سيستم در دستان ادمان بي لياقتي افتاد كه الان همه ما ها - همچومن - دلنگرانيم كه باز او بيايد و مشكلات را براي ما مضاعف كند ... به حرفم توجه كن بيين مشكل ما كجاست . شما انطرف نشسته ايي و نميداني كه ما حتي ازداشتن يك موسيقي ساده محروميم ونتيجه اش با لحاظ اين سالهاي محروميت، ميشود دپرسي و افسردگي... و سرگرمي هاي هم سن و سالهاي ما هم شده شيشه و ... از چنين ادمهايي انتظار قيام نداشته باش ... از بيرون كشور هم خبري نخواهد بود باور كن ... تنها راه ادامه اين بازي ناجوانمردانه است ... به حكومت مغولها فكر كن .

 

+ نوشته شده در  88/03/02ساعت 3:42 PM  توسط امیرپیر  |